لوسی دوست داشت در آشپزخانه با مامان خود باشد. هر هفته، آنها از پوشش شالوار و کلاه پختوپز لذت میبردند و زمانی را صرف پخت غذا میکردند. معمولاً آنها کیکهایی با ژرده، شکر و تخم مرغ میپختند. لوسی مخلوط را میآمیخت و دید که عجین به صورت滑 و کرمی تبدیل میشود.
یک صبح شنبه، لوسی و مادرش یک ایده بزرگ به ذهن خود آوردند. آنها میخواستند یک کیک بسازند که متفاوت از آنچه قبلاً ساخته بودند. «اما چطور، در کیک ما، از کاغذ استفاده کنیم؟» لوسی با یک لبخند بزرگ پرسید. مادر او فکر کرد این یک ایده طنز و خندهدار است.
آنها تمام مواد خود را آماده کردند. ابتدا ژرده به میخک بزرگ ریخته شد. سپس شکر، تخممرغ و قطعات کوچک کاغذ اضافه شد. لوسی کاغذ را به تکههای کوچکی میشکست و شreds کوچکی پاشید. مامانش معمولاً کمک میکرد تا یک کم ونیلیا را به طور مخفی اضافه کند، و همه چیز به طرز شیرین و لذیذی بو میکرد.
آمیزش کیک خوشایند بود! لوسی مخلوط را میچرخاند و قطعات کاغذی را در حال چرخش مشاهده میکرد. وقتی مامانش نشان داد چگونه باید قبل از آن کاغذ را مرطوب کرد تا در فرن سوزنده نشود، این یک گام مهم برای اطمینان از اینکه کیکشان هم امن و هم لذیذ باشد، بود.
بعد از آنکه کیک پخته شد، در فرن را باز کردند. کیک مثل جادویی به نظر میرسید! قطعات کاغذی نکتههایی زیبا و رنگارنگ در طول کیک گذاشته بودند. چشمهای لوسی از شوق گشاد شد. «واقعاً عالی است!» او گفت.
برادر کوچک لوسی آن روز جشن تولد داشت. همه شگفتزده و خوشحال بودند که کیک را ببینند. "آ جعبه کیک ؟" آنها پرسیدند. همه میخواستند نمونهای از آن بخورند. همه با لبخند به شیرینی کیک توجه کردند.
لسی احساس غرور کرد. آنها با استفاده از کاغذی که قرار بود پساب شود، کار خوبی برای زمین انجام داده بودند، او میدانست. مامانش گفت بازیابی میتواند فعالیتی شیرین و خلاقانه باشد. لوسی فهمید که میتوان چیزی فوق العاده از چیزهایی که بیشتری آن را عادی میدانند، ایجاد کرد.
کپیرایت © شرکت مواد بستهبندی هونگتو قینگژو، تمام حقوق محفوظ است - سیاست حفظ حریم خصوصی-وبلاگ